زندگی

ما در مورد زندگی چنان نگرش ها و افكار و فلسفه هایی ساخته ایم كه به واسطه ی وجود آن ها، از دیدن حقیقت زندگی محروم هستیم. ما پیشاپیش قبول كرده ایم كه زندگی چیست – بدون هیچگونه جست و جو، بدون هیچ طلب و بدون هیچ اداركی از خودمان.
ما تنها فكری از پیش تعیین شده و از پیش متصور شده در مورد زندگی را درك كرده ایم. ما هزاران سال است كه یك چیز را چون ذكر مدام آموخته ایم: زندگی بی معنی است، زندگی عبث است، زندگی رنج است، زندگی فقط برای ترك كردن آن خوب است! این ها از بس كه تكرار شده، همچون صخره در وجودمان سخت شده است. به همین دلیل، زندگی شروع كرده به تبدیل شدن به یك رنج بزرگ و به نظر عبث می آید. به این سبب، زندگی، تمام خوشی، تمام عشق و تمام زیبایی اش را از دست داده است.

انسان زشت گشته و به موجودی رنجور بدل شده است.

(بیشتر…)

Advertisements